 |
| جوکها: | | 228 |
| تصاویر: | | 86 |
|
|
|
|
|
1.-
درد دل دختر
دختری با مادرش در رختخواب
درددل می کرد با چشمی پر آب
گفت:مادر حالم اصلا خوب نیست
زندگی از بهر من مطلوب نیست
گو چه خاکی را بریزم بر سرم؟
روی دستت باد کردم مادرم!
سن من از بیست وشش افزون شد
دل میان سینه غرق خون شد
هیچ کس مجنون این لیلا نشد
شوهری از بهر من پیدا نشد
غم میان سینه شد انباشته
بوی ترشی خانه را برداشته!
مادرش چون حرف دختش را شنفت
خنده بر لب آمدش آهسته گفت:
دخترم بخت تو هم وا می شود
غنچه ی عشقت شکوفا می شود
غصه ها را از وجودت دور کن
این همه شوهر یکی را تور کن!
گفت دختر مادر محبوب من!
ای رفیق مهربان و خوب من!
گفته ام با دوستانم بارها
من بدم می آید از این کارها
در خیابان یا میان کوچه ها
سر به زیر و با وقارم هر کجا
کی نگاهی می کنم بر یک پسر
مغز یابو خورده ام یا مغز خر!؟
غیر از آن روزی که گشتم همسفر
با سعیدویاسر وایضا صفر
با سه تاشان رفته بودم سینما
بگذریم از مابقی ماجرا!
یک سری هم صحبت صادق شدم
او خرم کرد آخرش عاشق شدم
یک دو ماهی یار من بود و پرید
قلب من از عشق او خیری ندید
مصطفای حاج علی اصغر شله
یک زمانی عاشق من شد،بله
بعد جعفر یار من عباس بود
البته وسواسی وحساس بود
بعد ازآن وسواسی پر ادعا
شد رفیقم خان داداش المیرا
بعد او هم عاشق مانی شدم
بعد مانی عاشق هانی شدم
بعدهانی عاشق نادر شدم
بعد نادر عاشق ناصر شدم
مادرش آمد میان حرف او
گفت: ساکت شو دگر ای فتنه جو!
گرچه من هم در زمان دختری
روز و شب بودم به فکر شوهری
لیک جز آن که تو را باشد پدر
دل نمی دادم به هرکس اینقدر
خاک عالم بر سرت ،خیلی بدی
واقعا که پوز مادر را زدی
|
امتیاز:
,
ایمیل شده: 1
|
|
2.-
کافه گلاسه
ترکه با دوست دخترش میره کافی شاپ گارسون میاد میگه : چی میل دارید براتون بیارم ؟ دختره میگه ۲تا کافه گلاسه لطفا ... ترکه با عجله میگه : دو تا هم واسه من بیارین ... !!!
|
امتیاز:    
,
ایمیل شده: 0
|
|
3.-
پنجاه مزیت مرد بودن
1-اسم هر جک و جونوری رو روی شما نمیگذارند از قبیل آهو ،غزال ، پروانه ، شاپرک و موارد دیگر که اینجا جاش نیست!
2-در عروسی میتونید لباسی رو که بارها به تن کردید رو دوباره بپوشید!
3-میتونید هر صد سال یه بار هم موهاتون رو شونه نکنید و بعد بگید مد روزه!
4-از ترس اینکه کسی سن شما رو بفهمه شناسنامتون رو قایم نمیکنید!
5-مطمئنا استهلاک فک شما به مراتب کمتر است!
6- مدل لباس دختر شمسی خانم چشمهاتون رو داخل دهانتون سرنگون نمیکنه!
7-در موقع استرس هیچوقت ناخنهای خود را نمیجوید!
8-هفته ای دو بار شکست عشقی نمیخورید!
9-لازم نیست از 18 سالگی موهای سرتون رو رنگ کنید چون موهای جوگندمی خیلی هم به شما میاد!
10- فقط شما میتونید برید استادیوم!
11- خودتون پنچری ماشینتونو میگیرید!
12-لازم نیست با قرار دادن انواع جکهای هیدرولیک و غیر هیدرولیک در پاشنه کفش قدتون رو افزایش بدید!
13- میتونید تمام روز بادوستانتون برید کوه و وقتی برمیگردید خونه برای خانمتون تعریف کنید که چه روز پرکاری داشتید!
14- موقع خواستگاری به هیچ وجه نگران بر هم خوردن تعادل سینی چای نیستید!
15- از دیدن کله پاچه دچار تشنج نمیشید!
16- هیچ کس از اینکه دست پخت افتضاحی دارید به شما ایراد نمیگیره!
17- فقط شمایید که لذت تماشا کردن فوتبال یوونتوس- بارسلونا را با گزارش عادل فردوسی پور درک میکنید!
18- فقط شمایید که میتونید لذت تکچرخ زدن با cg رو تجربه کنید!
19- میتونید با خط ریشتون بیش از 12000 اثر هنری خلق کنید!
20- به طلا و جواهرات دیگران در حالی که دارید از حسادت منفجر میشید نگاه نمیکنید!
21- تو عروسی ها لازم نیست چند تن زنجیر از خودتون آویزون کنید که تازه دیگران ازتون بپرسند بدلییییییه؟
22- سر سفره عقد لازم نیست برید گل بچینید و گلاب بیارید و نون بگیرید و اینا...
23- در حالی که خواهرتون باید بمونه خونه و آشپزی یاد بگیره شما میرید بیرون و گل کوچیک بازی میکنید!
24- لازم نیست آدرس تمام مزون ها، پاساژها ،بوتیک ها و مراکز لاغری شهرتون رو حفظ باشید!
25- اگه تو خیابون تویوتا کمری جلوی پاتون نگه نداشت به راحتی سوار یه پیکان میشید!
26- لازم نیست همیشه جای جورابهای همسرتون رو حفظ باشید!
27- فقط شما میتونید سه ساعت تمام برنامه نود رو با دوستاتون تفسیر کنید!
28- لازم نیست روزی چهار بار مثل آمپول ب کمپلکس سریالهای بی سر و ته وطنی رو تماشا کنید!
29- لازم نیست سالی یه بار زاویه دماغتون رو نسبت به افق تغییر بدید!
30- میتونید حتی تا محل کارتون رو هم با دوچرخه طی کنید و کسی اونجوری به شما نگاه نکنه!
31- میتونید راحت رو صندلی های جلوی اتوبوس بشینید و در عقب دود نخورید(البته این اتوبوس های brtاین قضیه رو خرابش کرد)!
32- میتونید با شلوارک و رکابی راحت تا سر کوچه برید!
33- خیالتون راحته که هرگز یک خواهر شوهر (و ایضا جاری) که مدام رو اعصابتون رزم آیش برقرار کنه ندارید!
34- لباسهاتون ظرف 48 ساعت دلتون رو نمیزنه!
35- در زیر گرمای نابود کننده تابستون خیلی راحت با یه آستین کوتاه میایید بیرون!
36- نیازی ندارید هر روز که از خواب پا میشید تا ساعت 6 بعدازظهر رو جلوی آیینه با خودتون ور برید!
37- نیازی نیست سه چهارم عمرتون رو توی کلاسهای آشپزی ،خیاطی، گلدوزی، آموزش فال...
|
امتیاز:  
,
ایمیل شده: 1
|
|
4.-
طنز تلفنی
مدیر به منشی میگه برای یه هفته باید بریم مسافرت کارهات رو روبراه کن
منشی زنگ میزنه به شوهرش میگه: من باید با رئیسم برم سفر کاری, کارهات رو روبراه کن
شوهره زنگ میزنه به دوست دخترش, میگه: زنم یه هفته میره ماموریت کارهات رو روبراه کن
معشوقه هم که تدریس خصوصی میکرده به شاگرد کوچولوش زنگ میزنه میگه: من تمام هفته مشغولم نمیتونم بیام
پسره زنگ میزه به پدر بزرگش میگه: معلمم یه هفته کامل نمیاد, بیا هر روز بزنیم بیرون و هوایی عوض کنیم
پدر بزرگ که اتفاقا همون مدیر شرکت هست به منشی زنگ میزنه میگه مسافرت رو لغو کن من با نوه ام سرم بنده
منشی زنگ میزنه به شوهرش و میگه: ماموریت کنسل شد من دارم میام خونه
شوهر زنگ میزنه به معشوقه اش میگه: زنم مسافرتش لغو شد نیا که متاسفانه نمیتونم ببینمت
معشوقه زنگ میزنه به شاگردش میگه: کارم عقب افتاد و این هفته بیکارم پس دارم میام که بریم سر درس و مشق
پسر زنگ میزنه به پدر بزرگش و میگه: راحت باش برو مسافرت, معلمم برنامه اش عوض شد و میاد
مدیر هم دوباره گوشی رو ور میداره و زنگ میزنه به منشی و میگه برنامه عوض شد حاضر شو که بریم مسافرت
|
امتیاز:    
,
ایمیل شده: 0
|
|
5.-
هذا المطالب فی امور الزداوج فی باب عاشقیه
البخش الاول: العاشقیه
ان الازدواج امر میمون، الذی محتاج بها هر پسری (وهکذا هر دختری)بالخصوص فی ایام الجوانی و هو مشتمل بر مراحل المختلف من جمله العاشقی و الخواستگاری و النامزدی و العقد و العروسیه و الطلاق. و الان بررسیه فی هذه القسمت فی البیرامون " النحوه العاشقی"
فی الموضوع النحوه العاشقیه، موجود نظرات المختلف بین العلماء الازدواج:
فی الطریق الاول: الجوان العلاف میگردد، فی الخیان فی حال رأسه پایین و فکره فی هپروت و فی لحظه می آورد رأسه البالا و یعاشق بالاولین الدختر الذی یشاهده لا به یک دل بل به صد دل.
و العلماء یقولون به هذه الشیوه: " الروش الرندوم " یا " الروش الشانسیه ".
فی النوع الدیگر: الفرد العاطل و الباطل می ایستد فی سر الکوچه و ینظر الی هر فرد الذی رد میشه فی حال پکش سیگار و یتداوم این کارالی الوقتی که هو یعاشق الی یک نفر بدتر من خودش.
نوع الدیگر العاشقی موجود الذی هست کلاسش بالاتر و یستعمل فی الدانشگاه کثیراً.
فی هذا الطریق، الجوان یعاشق فی الزمان رد و البدل الجزوه و المباحثات الشبه العلمیه، افزاید العشق، فی هذه الشیوه تا حد الجنونیه
نوع الجدید من العاشقی جاء به البازارنو هو العاشقی بوسیله الاینترنت و رخ میدهد فی موقع الچت و قس علی هذا.
فی هذا الروش، الجوان یعاشق بالذی یتایپ (تایپ میکند)، اللغات بالناز و العشوه فی حال لا یشاهد المعشوقه.
لاجرم الجوان باید باشد المحتاط کثیراً فی هذا الروش چرا که الذی یتایپ با ناز و ادا، یمکن باشد فرد با سبیل به این هوا.
و اما الگونه العاشقیه که رویم الی رویتان و الگلاب تحت الپایتان معروف بالعاشقیه الواقعیه و فی هذا الشیوه، الجوان یعاشق به هر کس که حاضر بالازدواج با او عشقاً عشقا.
فی هذا الطریق، الجوان العاشق المیمیرد برای المعشوق خود فی چند ماه الاول. اما الامان از یک سال بعد......
الجوان العاشق یقال الی المعشوقیه : الببند اون دهنتو، میزنم تو سرت، الخاک فی رأسی که الاومدم خواستگاریانت. الالهی پام یشکست (میشکست)و لا اومدم.
المعشوق تقال الی الهمسر خود: انا دیگر لا تحمل هذا الوضع. انا لا یسکن فی اللونه الموش که انت یقال بذالک المنزل. انا میرم مسکن البابام.الجوان العاشق : انت غلط میکنی . الپاتو قلم میکنم اگر تخرج فی هذا المنزل.
المعشوق : الحالا میبینی......
التتتتتتتتقققققققق....... .. (هذا الصوت الکثیره الباب که المعشوق رفت الی المنزل الباباش)
فی هذا الوقت الجوان العاشق البدبخت و البیچاره باید یطعم البهترین طعام فی الدوران المجردیه که النیمرو و الاملت باشد.
الچند روز بعد الجوان العاشق و البدبخت باید یکشد (بکشد) المنت بالطلا و الجواهر و الدسته گل فی المعشوق خود که تو رو خدا برگرد. انا المعذرت. انا الاشتباه. انا العصبانی.
القصه ما به سر رسید الکلاغه لا رسید الی المنزله.
البیچاره آقایون...................................
|
امتیاز:   
,
ایمیل شده: 1
|
|
6.-
کودک درونی
قزوینیه می ره پیش روانپزشک می پرسه ببخشید این کودک درونی که می گن کجاست؟
|
|
امتیاز: 0
,
ایمیل شده: 1
|
|
7.-
تقدیم گل
تمام گلهای خوشبوی دنیارو هم به پات بریزم بازم کمه چون پاهات خیلی بو میده
|
امتیاز:    
,
ایمیل شده: 0
|
|
8.-
كوپن گوشت
يه روز به يه ايراني و يه افريقايي و يه امريكايي ميگويند نظرتان در مورد كوپن گوشت چيه؟
امريكايي ميگويد كوپن چيه؟ افريقايي ميگويد گوشت چيه؟ ايراني ميگويد نظر چيه؟
|
امتیاز:    
,
ایمیل شده: 0
|
|
9.-
زيبا سازي
به دستور شهرداري قزوين در راستاي زيبا سازي شهر از اين به بعد زنگ منازل روي زمين نصب مي شود
|
|
امتیاز: 0
,
ایمیل شده: 1
|
|
10.-
سیاستمدار
کشيشى يک پسر نوجوان داشت و کمکم وقتش رسيده بود که فکرى در مورد شغل آيندهاش بکند . پسر هم مثل تقريباً بقيه همسن و سالانش واقعاً نمیدانست که چه چيزى از زندگى میخواهد و ظاهراً خيلى هم اين موضوع برايش اهميت نداشت .
يک روز که پسر به مدرسه رفته بود ، پدرش تصميم گرفت آزمايشى براى او ترتيب دهد . به اتاق پسرش رفت و سه چيز را روى ميز او قرار داد : يک کتاب مقدس، يک سکه طلا و يک بطرى مشروب .
کشيش پيش خود گفت : من پشت در پنهان میشوم تا پسرم از مدرسه برگردد و به اتاقش بيايد . آنگاه خواهم ديد کداميک از اين سه چيز را از روى ميز بر میدارد .
اگر کتاب مقدس را بردارد معنيش اين است که مثل خودم کشيش خواهد شد که اين خيلى عاليست . اگر سکه را بردارد يعنى دنبال کسب و کار خواهد رفت که آنهم بد نيست . امّا اگر بطرى مشروب را بردارد يعنى آدم دائمالخمر و به درد نخوری خواهد شد که جاى شرمسارى دارد .
مدتى نگذشت که پسر از مدرسه بازگشت . در خانه را باز کرد و در حالى که سوت میزد کاپشن و کفشش را به گوشهاى پرت کرد و يک راست راهى اتاقش شد . کيفش را روى تخت انداخت و در حالى که میخواست از اتاق خارج شود چشمش به اشياء روى ميز افتاد . با کنجکاوى به ميز نزديک شد و آنها را از نظر گذراند .
کارى که نهايتاً کرد اين بود که کتاب مقدس را برداشت و آن را زير بغل زد . سکه طلا را توى جيبش انداخت و در بطرى مشروب را باز کرد و يک جرعه بزرگ از آن خورد . . .
کشيش که از پشت در ناظر اين ماجرا بود زير لب گفت :
خداى من! چه فاجعه بزرگی ! پسرم سياستمدار خواهد شد
|
امتیاز:    
,
ایمیل شده: 0
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|